تبليغاتX
ღ♥ღ شبهــــــای تنهایـــــــی با تو ღ♥ღ

ღ♥ღ شبهــــــای تنهایـــــــی با تو ღ♥ღ

ســــایــــنــا & مــــریـــمــ

ســــایــــنــــا & مــــریــــم



نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:0 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |


ای بهار کوتاه ، ای زلال کوثر ، ترنم همیشه جاری باران وحی ، ای عصاره عصمت ...

زهرا (س) ای آیینه پاکی ، در شکوه مقام تو حیرانم ، معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند ..

برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چمه سار همیشه جاری تو را نداشتــــــــــــــ ..

ای فاطمه اطهر (س)، ای که در آیینه زخم‌ ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی

و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته ، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی …




عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. شكسپير

مادر والاترين شاعر،چيره دست ترين نقاش،تردست ترين آهنگساز و ماهر ترين پيكرتراش است. اوشو

هيچ نغمه اي روح پرور تر و د لنشين تر از كلمه مادر وجود ندارد. جبران خليل جبران

هيچ گلي عطر و رنگ و زيبايي مادر را ندارد. ارنست همينگوي

براي من مادرم با شكوه ترين زني است كه ديده ام. چارلي چاپلين

يك بوسه مادرم مرا نقاش كرد. رافائل

آنگاه كه فرشتگان در آسمانها سر در گوش يكديگر نهاده و نغمه هاي پر شور عشق را سر مي دهند

هرگز نمي توانند كلمه اي آسماني تر از كلمه مادر بيابند. ادگار آلن پو



آبی ترین ، دریایی ترین و آسمانی ترین تقدسِ زندگی مان ، دستانتان را بوسه میزنیم !

ما را ببخش مدح تو كوثر نداشتیم

ما غیر چند واژه ابتر نداشتیم







براي آنكه هيچ وقت ذره اي از خوبي هايش را سپاس نتوانم گفت:

اين روزها ، روز توستـــــــــــــ

اما اي كاش مي دانستيم كه هر روز ، روز توستـــــــــــــــ

از تو نوشتن ، قلمي توانا و هنري بيتا را طلب مي كند كه مرا توان آن نيستــــــــــــــ

تو بزرگتر از آني كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني اتـــــــــ را داشته باشد

و فخر خاكساري درگاهت و رفيع تر از آني كه بتوانم از اذت اغوايش دل بكنم مادر ...

چه كنم كه بيان حق شناسي سزاوارانه اتـــــــــــــ را ندارم

انديشه قاصرم و قلم الكنم ناتوان تر از آني استــــــــ

كه بتواند فرشته اي چون تو را بستايد يا به اداي تكليف چشمه اي از درياي والا مقامت را بشايد مادر ..

چه كنم كه توشه اي بيش از اين در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همين دل واژه هاي نارسم را بپذير

و هماي سعادت ستايشت را بر شانه هاي لرزانم بنشان مادر ..

گفتن از كسي كه مدار روح اتگيزترين گل واژه هادر زيبا ترين نوشته ها ، شعرها ، قصه ها ، سرودها

و سخن وري و همه هنرهاي عالم بر محور خورشيد استـــــــــ چه سخت مي بايد ...

به راستي چگونه مي توان از عالم آدم سخن گفت اما از سمبل همه ي زيباي هايش يعني تو روي برتافت مادر ..

چگونه بدون الهه هستي بخش وجود تو بايد دل باختـــــــــــ و دلدار بود ..

آئين مهروزي آموختــــــــــ و رسم پاكبازي فرا گرفت ؟

گونه رفيق توفيق شد و صبوري پيشه كرد و ارج شرف را ميزان زد ؟

زنگار روح و جسم را شست و راز روح پرنياني آدمي را بر شاخسار گلستان خلقت دريافت ؟

تنها نه به خاطر بهشتي كه به زير پاي توستــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه به خاطر نسلي كه زاده ي توستـــــــــــــــــــــ

نه به خاطر لالاي هاي دلنوازتــــــــــــــــــ

نه به خاطر سرشت مهرآگيني و عشق ورزيتـــــــــــــ

نه به خاطر قلب پاكبازتـــــــــــــــ و

زيبايي نازكي خيالت و يا تردي روح دلنوازتـــــــــــــــ

نه به خاطر خونواره ي چشمان اشكبارتـــــــــــــ

نه به خاطر ...

تو را مي ستايم ، بلكه مغرورانه منتتـــــــــــــ را مي كشم ...

دوسستتـــــــــــــــــــــــــــ دارم و بر تو مي بالم مادر ..

مي خواهم بداني كه بهار آرزوهايم به كرم ميزباني كريم تو گل افشاني مي شود

و رزق و روزي ام از بركتـــــــــــــــ دعاي خلوت تو رونق مي گيرد

و خزان روياهايم تنها به جفاي غفلت از تو فرا مي رسد مادر ..

كاش مي توانستم به خون خود قطره قطره بگريم تا سرسپردگي آم را به خود باور كني

و سبزي همه عمرم را فداي يك تار موي سپيدت كنم مادر

كاش نقاب سينه ام را مي شكافتي و به قلبم كه از خون دل توست ، مي رسيدي

و در واقعيت كوچك من ، حقيقت بزرگ خود را مي يافتي مادر

كاش عمود كمرم مي شكستـــــــ تا عصاي كج شمشاد قامت خميده ات باشم مادر.

و اي كاش ...



اميدوارم بهترين بهترين هاي دنيا نثار همه ي مادر هاي عزيزمون باشه

و براي همه ي دوستاي كه مادر هاشونو از دست دادن آرزوي صبر مي كنم

مي دونم كه كسي رو از دست دادن كه يكتاستـــــــــــــ

اما حتما مادرها از آسمان براي لحظه لحظه ي شادي فرزنداشون انتظار مي كشن ..

اميدوارم همه مادرهاي دنيا سالم و شاد باشن و همه ي مادرهاي رفته جنتــــــ مكان و خلد آشيان ...



نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:45 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
یه حرفایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست
از اون حرفای تلخی که مث شعر فروغ زیباست

از اون حرفها که یک عمره به گوش ما شده ممنوع
از اون حرفهای بی پرده شبیه شعری از شاملو

از اون حرفها که میترسیم از اون حرفها که باید زد
از اون درد دلای خوب از اون حرفهای خیلی بد

نگفتی و نمیگم ها حقیقت های پنهونی
از اون حرفها که میدونم از اون حرفها که میدونی

به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم

یه حرفهایی همیشه هست که از درد توی سینه ست
مثل رپ خونی شاهین پر از عشق پر از کینه ست

پر از نا گفته هایی که خیال کردیم یکی دیگه
دلش طاقت نمیاره همه حرفامون و میگه
میگه میگه . . .

همیشه آخر حرفا پر از حرفای ناگفته ست
همیشه حال ما اینه همیشه دنیا آشفته ست

به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم

به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم
منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 11:0 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
متن آهنگ چنین نخواهد ماند از داریوش اقبالی

**************
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 18:40 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
متن آهنگ میدونم از فرزاد فرزین

می دونم

وقتی تو نیستی تنها می مونم
از همه ی دنیا دست می کشم
جای دوتا مون گریه می کنم
جای دوتامون نفس می کشم

این که اسمش زندگی نیست ، من بدون تو دیونه م
به هوای تو نشسته ام ولی می دونم
می دونم واسه من دیگه توی قلب تو جا نیست
می دونم دیگه هیچی شبیه گذشته ها نیست
تا وقتی که بی تو بارون توی کوچه ها میباره
می دونم تنهایی من و تنها نمیزاره


اخرش یه روز قلب تو دیگه
حتی اسممو از یاد می بره
پنجره ها رو وا می کنی تو
خاطره خامو باد می بره


این که اسمش زندگی نیست ، من بدون تو دیونه م
به هوای تو نشسته ام ولی می دونم
می دونم واسه من دیگه توی قلب تو جا نیست
می دونم دیگه هیچی شبیه گذشته ها نیست
تا وقتی که بی تو بارون توی کوچه ها میباره
می دونم تنهایی من و تنها نمیزاره

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 10:16 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه !
۴شنبه سوری بر تو آتیش پاره مبارک !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!
آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !
۴شنبـه سوری مبارک !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !
” چهارشنبه سوری مبارک”

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه
چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه
غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو
چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری
گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری
رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم
واسه من فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری
افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم
زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از
آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان
آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش
و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بهار را با چهار شنبه سوری
تابستان را با آفتاب سوزانش
پاییز را با رنگهای آتشینش
و زمستان را
با گرما ی دلنشین اجاق ها
میشناسم
هزار سال است مسلمان شده ام
اما هنوز شعله های زرتشت
در جانم زبانه میزند

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان باغ که امروز باشیم شاد
چهارشنبه سوری گرامی باد

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش
اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد !
ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

چهارشنبه سوری نزدیکه ، یه وقت نری از رو آتیش بپری
آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
آحه آتیش کم داریم آتیش پاره !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن....

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 17:44 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
اگر عاشق كسي باشي حتي اگر سالها هم نبينيش از يادت نميره

اگه ديدي از يادت رفت بدون عاشقش نبودي فقط بهش عادت كرده


بودي حالااگر من تو رو هزار سال هم نبينم از يادم نميري..

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست!!!؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 18:14 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است
گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست
حالش کاملاً اخباری ست
آینده اش هم شرطی …


نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 17:32 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |

عشق
مثل آبـه ..
میتونی تو دستات قایمش کنی ..ولی یه روز دستاتو باز میکنی ..
میبینی همش چکیده ..
بدون اینکه بفهمی دستت پر ازخاطره هاست ..!

نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 17:26 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |
یـــادت بـــاشـــد


فـــرقـــی نـمــیکــنـــد تـــو
دل ببـــــــری


یــــا مــــن
دل ببـــــــــــازم ،


اگـــر حـــکــــم ، حـــکـــم دل نـبـــاشـــد ،


دیـــر یــــا زود یــــک نـــفــــر خــــواهـــــد بریـــــــــــــــد !

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 10:51 توسط ✖SainA✖MaryaM✖| |